داستان سکسی 14

دخترعمه سارا



.سلام. اسم من آرش.خاطره ای رو که می خوام براتون تعریف کنم مربوط میشه به سکس من و دختر عمم سارا.من از وقتی که به سن بلوغ رسیدم.یعنی از روزی که ابم راه افتاد.دنبال کس وکون و دید زدن بودم

 عکس کس و کون


سنم وقتی رسید به 15 دختر عمم 13 سال داشت.از همون موقع تو نخ کون و سینه هایی بودم که کم کم داشت شکل می گرفت.بگذریم چند بار دیدش زدم . ولی می خوام خاطره سکسم رو که بعد از 8 سال انتظار نسیبم شد رو براتون تعریف کنم. سکسم بر میگرده به 5 ماه پیش.من و سارا رابطه خوبی با هم داشتیم..من همیشه باهاش شوخی داشتم.بعضی وقتا با حرفام امتحانش می کردم.مثلا یه بار رفته بودم خونشون رسیورشونو اپدیت کنم بستنی واسم اورد.بهم گفت بخور.گفتم چیرو؟
 عکس کس و کون


گفت بستنی رو دیگه.گفتم اول باید تو بخوری.که یه خنده ای کرد گفت خیلی بی شعوری.منم تیر دوم رفتم گفتم بستنی رو میگم.بقیه چیزا رو نمیشه اینجا خورد.سرخ شد. از اونروز به بعد منو یه جور دیگه نگاه می کرد.


دختر زرنگی بود.ولی من ازش زرنگ تر بودم.بهم می گفت من شبا تا ساعت 2 باید فیلم ببینم.منم تو لیست کانالاش 5 تا مولتیویژن پیدا کردم.می دونستم که شبا مولتیویژن فیلم نیمه میده.بهش گفتم این کانالا رو کی نگاه می کنه گفت روزا بابا اینا شبا من.گفتم بله در جریان فیلماش هستم.سرخ شد زود حرفو پیچوند. عمم از اشپزخونه گفت اگه می خوای سرچ کنی ما بریم تو اتاق.اخه وقتی سرچ می کنی همه باز میشه.سارا گفت واسه چی.گفتم ممکن کانالای -18 باز بشه.اگه شما نباشین من راحت تر کارمو می کنم.عمم اومد گفت عمه سویچ ماشینتو بده ما میریم خرید.منم بهشون دادم.عمم و سارا رفتن.من بودمو خونه خالی .در حال خذف کردن بودم که یهو یه فکری به سرم زد.رفتم تو اتاق سارا کشو لباسشو باز کردم.از زیر لباساش یه شرت سبز روشن گلدار پیدا کردم.رفتم بغل عکسش.عکسشو نگاه می کردم و شرتشو به کیرم می مالیدم.حیف که عوض بوی کس بوی تاید میداد.شرتو گذاشتم سر جاش مشغول کارم شدم. کانالا رو سرچ و طبقه بندی کردم.چند تا کانال سکسی رو باز گذاشتم ولی روشون کد گذاشتم.عمم و سارا اومدن.سارا گفت تموم شد.گفتم اره.گفتم بیا جلو کارت دارم.بهش گفتم کانالایی رو که دوست داشتی رو برات گذاشتم فقط کد گذاشتم روش.کدش 1369تاریخ تولدته.گفت کدوم کانالا.گفتم شبا نگاه کن هر کدوم کد داشت کدشو بزن.عمم اومد.گفتم عمه همه رو طبقه بندی کردم.اشپزی.عرب.ورزش...... گفتم باید برم گفت حالا بودی گفتم مشکلی داشت بهم زنگ بزنین.سارا یه طوری منو نگاه می کرد.می دونست چیکار کردم.بعد از اونجا رفقا رو برداشتم رفتیم کس چرخ زدیم دهکده .شب ساعت 1 اومدم خونه.در کل روز تمام فکرم سارا بود میدونستم داره الان کانالا رو نگاه می کنه بدنشو تصور می کردم که اگه کانالا رو ببینه حتما با خودش ور میره.
 عکس کس و کون


بزارین از هیکلش بهتون .قد حدود 165 .وزن 62 کیلو والیبال کار میکنه استیل قلمی مانکنی.کمر باریک.کون گرد و خوش فرم.سینه های گرد و لیمویی.سفید عین برف.مو قهوه ای روشن.چشم عسلی. لب کوچیک و باریک که وقتی لبخند می زنه می خوای بخوریش.


منم که 188 قدم 95 کیلو وزنمه رشتم شنا.فریبرزم 17 سانتر .


(راستی سلام میرسونه)

لیمویی.سفید عین برف.مو قهوه ای روشن.چشم عسلی. لب کوچیک و باریک


خلاصه برم سر اصل مطلب.کیر مبارک ما اون شب تا صبح شق بود.فردا صبح ساعت 11 عمم زنگ زد گفت دستت درد نکنه .اقا مجید (شوهر عمم میگه) هم ازت تشکر کرد نهار پیش مایی.بعد از پشت گوشی صدا اومد مامان می خوام با ارش حرف بزنم. گوشی رو گرفت گفت یه دقیقه واستا برم تو اتاق. گفت اونا چی بود گذاشتی تو لیست.خودمو زدم به خنگی .گفتم چیا.گفت همون کانالایی که کد داشتن.گفتم دیدم مولتیویژن دوست داری چند تا مثل اونو واست گذاشتم.گفت می دونی اگه بابا می فهمید چیکارت میکرد.گفتم مگه جلوی بابات دیدی.گفت نه.گفتم پس مشکل چیه.تو جوونی منم جوونم.گفت ما جوونیم ولی بابام که زن داره.گفتم کدشو خودت میدونی به کسی نگو.گفت پاکش کن می ترسم.گفتم چرا.گفت میترسم بابا اینا بفهمن.گفتم اخه بین 500 تا کانال کی به 5 تا کانال کد دار دقت میکنه.گفتم یه فکری دارم.که هیچکی نمی فهمه.ظهر میام برات تعریف می کنم .مثل خر داشتم کیف می کردم چون دیدم علاقه داره.نهار رفتم پیشش یه سیم رسیو هم با خودم بردم.گذاشتم پشت کمرم توی شلوارم.رسیدم خونشون.سارا زودتر اومد تو حیاط گفت می خوای چیکار کنی.گفتم من یه سیم از رسیور برای اتاقت میکشم میرم بالای سقف به بهانه اینکه سیم ال ان بی خرابه.رفتم بالا شوهر عمم بود قضیه رو گفتم .یه سر سیمو وصل کردم به رسیور سر دیگرشو از کنار بقیه سیما فرستادم بالا پشت بوم.بعد از کنار سیم انتن اتاق سارا دادم پایین.اومدم پایین بهش گفتم باید چیکار کنه.گفتم سیما رو وصل کن به تلوزیون اتاقت.اینطوری وقتی بابا اینا خوابن بیا رو رسیور بزار رو کانال دلخواه خودت.بعد در اتاقتو ببند راحت بشین نگاه کن.هیچی نگفت.می گفت من که زیاد نگاه نمی کنم.منم گفتم اره جون عمت.خلاصه نهارو که خوردیم من رفتم.فری جونو اماده کردم. شب ساعت 12.30 بهش زنگ زدم.صداش می لرزید گفت می خوام چند تاشونو برام پاک کنی.گفتم چرا گفت حال بهم زنی داره.همه چیزو نشون میدن.گفتم.خوبه دیگه اطلاعاتت بالا میره.ارزو داشتم سارا با من اینطوری حرف بزنه.گفتم کجاش حال بهمزنیه.گفت وقتی واسه همو می خورن.گفت مرداش همه مو دارن من مو رو تو غذام میبینم حالم بهم میخوره چه برسه به این

 عکس کس و کون


گفتم بستگی داره من که همیشه مو بر میزنم.صداش می لرزید.از اینکه سکسی حرف می زدم خوشش


میومد.گفت چرا زنا ابه اونجا مردا رو می خورن. گفتم اینقدر اونجا اونجا نکن اسم الت مرد کیر و واسه زنا که میدونی.گفتم چون مقوی.شما اگه شیر دارین ما هم شیرمون از اونجا در میاد.کیرم داشت می ترکید.


گفتم می خوای واسه منو ببینی گفت.خیلی پرو شدی.گفتم من دوستت دارم.می خوام لذت ببری.شهوت رو مغزش تاثیر گذاشته بود.گفتم قول میدم 10 برابر اون فیلما بیشتر حال کنی.گفت من دخترم پرده دارم.گفتم میدونم میخوام واست بمالمش تا ابتو بیارم.نزدیک 20 دقیقه سکس تلفنی داشتیم.اینقدر حال داد که ابم رو تو دستمال خالی کردم.سارا حسابی حشری شده بود.می گفت خیس شده.گفتم اوووووم ابتو بخورم.یه دستش رو کسش بود یه دستش گوشی تلفن.بعد 30 ثانیه حرف نزد.فهمیدم ارضا شده.گفت نمیشه هر شب سکس تلفنی داشته باشیم.گفتم یعنی نمی خوای 10 برابر بیشتر لذت ببری. گفت اخه می ترسم.گفتم نترس. فوقش اگه فهمیدن عقدت می کنم.اینو گفتم مثل خر کیف کرد.تو دلم گفتم اجب گوهی خوردم .گفتم فردا خونتون خالیه؟گفت نمی دونم ولی چون فردا جمعست امکان داره بابا و مامان غروب برن دور بزنن.من باهاشون نمی رم.گوشی رو قطع کردم. یه فکری به سرم زد فردا بعد نهار به مامانم گفتم من میرم خونه یکی از بچه ها که دانشجو و هم رشتمه. شب می مونم.فردا میام.زنگ زدم به سارا گفت مامان اینا غروب می خوان برن پیش بابا بزرگ
بخاطر اینکه تابلو نشه و چون ماشین من تابلو(سوزوکی قرمز)واسه همین ماشینو نبردم به مامانم گفتم شب محل رفیقم امنیت نداره.ساعت 5 بود که یه اژانس گرفتم دو تا کوچه پایین تر پیاده شدم.زنگ زدم به سارا گفت در بازه فقط مواظب باش.باورم نمی شد.داشتم به ارزوم می رسیدم.فیلما کار خودشو کرده بود.رفتم تو دیدم با یه بلوز دامن یه سره سفید وصورتی جلوی در.هردو ترسیده بودیم.گفتم تو سالن اعتباری نیست بیا بریم تو اتاق.کیرم از روی شلوار تابلو شده بود.صدام می لرزید.اینقدر کیرم پر خون شده بود که نبز روتو کیرم احساس می کردم.سارا گفت می دونی چه بلایی سرم اوردی.دیونه شده بود.گفتم من فرار نمی کنم همیشه مال توهم.گفتم کانالا چطور بود..نمی خوام درباره چیز دیگه صحبت کنیم.باورم نمی شد این همون سارا هست یا دارم


خواب می ببینم.صوزتمو به صورتش نزدیک.لبمو گذاشتم رو لبش گفتم اروم منو لخت کن .اول تیشرتمو کند.تا بدنمو دید یه بوس از شکمم گرفت گفت چقدر بدنت تمیزو رو فرمه.شروع کرد به ماچ کردن شکمم.گفتم حالا پایینو ندیدی.گفت جوون.کمربندمو باز کرد .زیپمو هم باز کرد.چشماشو بست شرتو شلوارو باهم کشید پایین.گفت همه لباساتو در بیار حتی ساعت هم تو دستت نباشه.باورم نمی شد من لخت تمام جلوش واستاده بودم کیرم تو یه وجبی دهنش بود.گفت باز کنم.گفتم باز کن.یهو اینگار برق گرفته باشه پرید عقب.به کیرم زل زده بود گفت چقدر سفیده.سرش قرمز شده بود.گفت اینومی خوای کجام جا بدی .اخه کیر من 4 سانتر کلفتیشه.دستشوگرفتم.بلندش کردم.کیرم تو هوا اویزون بود.دوباره صورتمو بردم جلو اروم لبمو گذاشتم رو لبش.نفساش تند تند شده بود.دستمو گرفت گفت دکمه پشت رو باز کن .لباسش یه سره بود .با یه حرکت لباسش تا زیر شکمش اومد پایین. یه کرست توردار پوشیده بود که وسطش یه گل بزرگ بود که نوک پستانش زیر اون قایم شده بود اومدم نزیک که ازش لب بگیرم کیرم خورد به شکمش.پیش ابم مالید به شکمش.با انگشتش از رو شکمش برداشت و خورد گفت خوشمزست ولی یه خورده شوره.یهو کیرمو گرفت گفت می خوام کیرتو بخورم.گفتم واستا اول بزار لختت کنم.کرستش یه عطر خوبی می داد با کمک خودش گیره کرستش رو باز کردم یهو یه سینه سفید افتاد جلوم.نوکش بزرگ و قهوه ای روشن بود مثل نوک سینه زن شیرده می موند. طاقت نیاوردم.نوکشو کردم تو دهنم محکم میک زدم اهش در اومد.10 دقیقه واسش میک زدم.نوک سینش بزرگ بود.سینش اینقدر سفید بود که رگ های روی سینشو میشد دید.سرشو اورد پایین و تفشو جمع کرد و انداخت رو سینش.بعد با دستش اب دهنشو پخش کرد.نمی دونستم اینقدر حشریه. دست کردم تو لباسش .یهو کشیدم پایین.چشمم به روناش افتاد بلور عین برف.یه شرت سبز خالدار پوشیده بود.یه بوس از کونش گرفتم.دستمو کردم تو شرتش کسش خیس خیس بود.گفت مواظب باش.گفتم حواسم هست.دستم خیس شده بود یکم از ابش چشیدم .شرتشو دادم پایین.شرتش خیس شده بود. کسش قرمز و پر خون بود.لبه کسش برجسته بود.چون تیغ اینداخته بود چند تا دونه اطراف کسش داشت.حالا هردو کاملا لخت شده بودیم.دونفری خوابیدیم رو تختش گفت می خوام واست بخورم.افتاد به جون کیرم گفت ابتو می خوام.محکم ساک میزدمنم چوچولشو می مالیدم.اب دهنش زیاد بود.دیدم داره ابم میاد گفتم داره میاد.گفتم چیکار کنم .یهو نفهمیدم چی شد.من خوابیده بودم رو تخت.سر کیرمو گذاشت تو دهنش سفت دهنشو بست ابم با فشار خالی شد تو دهن گرمش.یه لحظه هم کیرمو از دهنش بیرون نیاورد.تند تند غورت میداد که زیاد تو دهنش جمع نشه.تخمامو همونطوری می مالید.مغزم از کیرم زده بود بیرون.تا بحال اینطوری ابم نیومده بود. کیرمو از دهنش کشید بیرون .کیرمو اروم مالش داد.اضافه ابم زد بیرون اونم سر کیرمو اینداخت تو دهنش و خوردش .ناراحت بودم چون کونشو نکرده بودم. گفتم بابا مامانت کی میان گفت الان زنگ میزنم.هر دو هنوز لخت بودیم.باورم نمی شد با کس کون لخت داشت با عمم حرف می زد.دوباره راست کرده بودم.گفتن تا یه ربه دیگه میایم خونه.گوشی رو تند قطع کرد .گفت ارش برو گفتم کجا گفت بابا اینا نزدیکن تا 10 دقیقه دیگه می رسن تا اومدم شلوارو بپوشم صدای تک بوق در کنترلی خونه اومد.قلبم داشت میومد بیرون.سارا گفت ارش بد بخت شدیم گفتم خون سردیتو حفظ کن.رفتم تو کمد لباسش که بزرگ بود قایم شدم.سارا هم لباس پوشید. خیلی قرمز کرده بود در اتاقو بست صداشون میومد.اقا مجید می گفت سارا همه سراغتو می گرفتن.سارا گفت فردا خودم میرم.سر میزنم .نقششو خوب بازی کرد.عمم گفت چرا صورتت گل اینداخته.گفت پشت کامپیوتر میشینم اینطوری میشه.ساعت 12 شب بود چون شوهر عمم دولتی صبح زود بیدار میشه.می دونستم که می خوابن.موبایلمو خاموش کردم.تیشرتم با شرتم تو دستم بود.داخل کمد گرم بود عرق کرده بودم.یه صدایی اومد .سارا داشت به بابا مامانش شب بخیر می گفت.اومد تو اتاق درو اروم قفل کرد.اومدم بیرون ولی حرف نمی تونستم بزنم .سارا گفت شانس اوردیم.یهو دیدم کرستشو نبسته.گفتم سارا کرستت.یهو برق گرفتش گفت وای نفهمیده باشن.خدارو شکر کفشمو با خودم اورده بودم تو اتاق.رفت بیرون دید بعد از چند دقیقه بر گشت.گفت تلوزیون روشن کن داره فیلم نشون میده.یه فیلم تمام بود.گفتم سارا من بهت بدهکارم.گفتم سارا شرتتو در بیار.چراغ اتاقو خاموش کردم.اباژور بالای تختش رو روشن کردم.شرتشو داد پایین.زیر نور زرد دیدنی شده بود.تمام لباسامو کندم.تازه یادم اومد که لیدوکائین (بی حسی ) با خودم اورده بودم.یکم زدم رو کیرم.افتادم به جون کسش.کسش پر اب بود.حیف که پرده داشت.سوراخ کونش قهوهای بود.گفتم سارا می خوام اینقدر واسط بخورم که اب کست راه بیفته.یه عروسک نرم بهش دادم .اردک بود.کفتم گازش بگیر.صدات در بیاد بد بختیم.من نشستم پایین تخت اونم رو تخت پاهاشو باز کرد.شروع کردم به خوردن.با ولع می خوردم صداش تو کون گاز گرفته اردک خالی میشد.زمان حالیم نمی شد.بعد 10 دقیقه بدنش لرزید و یه خورده اب از کسش اومد بیرونرفته بود رو ویبره.رو زمین خوابیدم. کیرم هنوز بی حس بود.لیدوکائینو زیاد زده بودم.بوی خمیر دندون میداد.سارا گفت ای ول می تونم حسابی واست بساکم.کیرومو گذاشت تو دهنش.کیرم هیچ حسی
کیرومو گذاشت تو
نداشت .

حتی سرشو وقتی به شوخی گاز می گرفت دردم نمی گرفت. کم کم بی حسی کم کم داشت می رفت.گفتم کرم داری.گفت اره.گفت واسه چی می خوای گفتم .می خوام بهت یه حال اساسی بدم.کرم بی بو خیار رو داد .به شکم خوابوندمش رو تخت.یه بالش گذاشتم زیر شکمش گفتم عروسکو گاز بگیر.دستمو کرمی کردم مالیدم به سوراخ کونش.با یه انگشتم عقب جلو کردم.با زبونم کسشو می خوردم.انگشت اولی جا باز کرد .انگشت دوم روداخل کردم .تاثیر کرم کم شد.دوباره کرم رو مالیدم.صداش در نمی اومد.انگشت سوم کردم داشت نالش در میومد.کیرمو کرم زدم ارام گذاشتم روی سوراخ کونش.تفم مالیدم روش.یه فشار اروم دادم دیدم نصفش رفت توش.ارام عقب جلو می کردم.بهش گفتم دو طرف باسنشو بگیره بکشه.چند بار که عقب جلو کردم.جا باز کرد.دیگه راحت عقب جلو میکردم.خوابوندمش رو تخت پاهاشو دادم با لا .دیگه دردش تبدیل به لذت شده بود.چشماش بهم می گفت که راضیه.دستشو گذاشت رو شکمم و ازم خواست دست نگه دارم.برگشت کیرمو کرد تو دهنش.چون یه بار ابم اومده بود دیر تر ابم میومد.گفت ابتو می خوام.گفتم مگه با اوندفعه سیر نشدی.گفت نه.کیرت مال منه.گفتم پس بزار منم بهت حال بدم.حالت 69 خوابیدیم.اون واسه من ساک میزد منم کسشو می خوردم.10 دقیقه واسه همو خوردیم.اب دهنم با اب کسش مخلوط شده بود.کلا 2 بار ارضاش کردم.دیدم داره ابم میاد.نگه داشت تو دهنش .همشوخورد . بعد از هم لب گرفتیم.هر دو لخت خوابیدیم طوری که من کیر خوابیدمو لای کونش گذاشته بودم.پشتش به من بود و گرمای کونش و کمرش به من می خورد.1 بار دیگه راست کردم اینبار چون انرژی نداشتم.همونطوری گذاشتم تو کونش.دیگه دردو حس نمی کرد.از بغل سینشو فشار می دادم و کیرمو اروم عقب جلو می کردم.تا ابم اومد و توی کونش خالی کردم(امیدوارم نصیب شما هم بشه)چون خیلی حال میده.خلاصه. سارا تند تند قربون صدقم میرفت چون حسابی ارضا شده بود. ساعت شد 3 نصف شب. الارم موبایلشو گذاشت که 6صبح بیدار بشیم.صبح که شد بیدارم کرد ملحفه رو زدم کنار دیدم کیرم باز شقه ولی دیگه نمی تونستم کاری بکنم چون عمم با شوهر عمم داشتند صبحانه می خوردند.شوهر عمم که رفت بعد سارا عمشو به بهانه خرید برد بیرون منم زدم به چاک.الان هر چقدر که با دوست دخترام سکس داشتم.هیچ کدوم به پای سارا نمی رسیدن. ولی امیدوارم یه روزی یه کس نصیب ما بشه.چون هر چی گیرمون اومده باکره بودن.


نظر یادتون نره
http://iranpress3gp.blogspot.com/


ادرس جدید سیاوش دلسوز عکس سکسی خارجی ساک سکس دونفره سکس ضربدری کس کردن کون کردن


http://iranpress3gp.blogspot.com/

۲ نظر:

  1. shirshad.blogfa.com۱۸:۱۰

    آفرين با اينکه دروغ بود ولى واقعأ داستان قشنگى بود

    پاسخحذف
  2. Anonymous۱۴:۴۱

    امیدوارم یه روزی عقل تو سر جاش بیاد و این چرندیات رو ننویسی و عقل منم سر جاش بیاد و این چرت وپرتها رو نخونم.

    پاسخحذف

دوستان از گذاشتن شماره تلفن خوداری کنید!