عکس سکسی زنان آسیایی سينه كوچولو

برای بزرگنمایی روی عکس کلیک کنید
عکس سکسی زنان آسیایی 
مرکز دانلود کلیپ سکسی ایرانی و عکس سکسی دختران بهترین سایت مجانی و اسان سکسی فارسی زبان میباشدموفق باشيد سياوش
سیاوش دلسوز
http://iranpress3gp.blogspot.com/
عکس کوس اين جيگر نگاه کن بچه سینه , سینه زنی
عکسهای خفن دختران خارجی

بچه سینه


سینه زنی
سينه كوچولو

بچه سینه
بچه سینه
 







خرداد پارسال بود که تصميم گرفته بوديم به دو شهر مسافرت کنيم؛ پس از رفتن به شهر اول مجبور بوديم برگرديم خونه و پس از آن به شهر دوم سفر کنيم. وقتي به خانه رسيديم من به بهانه هاي مختلف از رفتن به سفر امتنا کردم؛ اين بود که پدرم هم تصميم گرفت به سفر نرود و پيش من بماند ولي با هزار دليل و برهان اون رو هم قانع کردم که همراه بقيه به سفر برود؛ پس من ماندم و يک خانه خالي؛ سپس تلفن رو برداشتم و به شيدا زنگ زدم خودش گوشي رو برداشت تا گفتم سلام صدام رو شناخت و گفت اشتباه گرفتيد؛ حدس زدم حتماً کسي پيشش بوده و نتونسته صحبت کنه؛ صبر کردم تا خودش زنگ بزنه؛ 10دقيقه بعد تماس گرفت و وقتي دليل کارش رو پرسيدم ديدم که حدسم درست از آب درآمده چون پدرش نزديک او بوده و نميتونسته صحبت کنه؛ بهم گفت پدر و مادرش رفتند بيرون و فقط اون و خواهرش توي خونه هستن؛ جريان رو بهش گفتم و ازش خواستم که به خونه ما بياد؛ اون هم با کمي دو دلي قبول کرد؛ رفتم تا بساط پذيرايي رو آماده کنم؛ سيمي رو هم که قبلاً براي اتصال کامپيوتر به تلويزيون آماده کرده بودم به تلويزيون وصل کردم و منتظر شدم تا بياد؛ حدود ?? دقيقه اي طول کشيد تا خودشو به خونمون رسوند و زنگ زد؛ رفتم و در رو براش باز کردم و با احترام اون رو به داخل راهنمايي کردم. رفتيم همون اتاقي که تلويزيون و کامپيوتر بود؛ قبلاً چند تا شوي مشتي گلچين کرده بودم و از طريق تلويزيون داشتم نگاه ميکردم؛ رفت و روسريشو درآورد و توي کيفش گذاشت و بعد پيشم نشست؛ با هم نشستيم و گپي زديم و شوها رو نگاه کرديم. بعد از مدتي سر صحبت رو به مسائل سکسي کشوندم؛ من قبل از اين که اون بياد يک شيطوني کرده بودم و اون اينکه آخر شوها يک فيلم سوپر هم Add کرده بودم که بعد از آخرين شو نوبت اون بود که نمايش داده بشه؛ حالا من فقط به اندازه ? دقيقه وقت داشتم تا جو عاطفي حاکم بر خانه را به جو سکسي تبديل کنم و کم کم هم موفق به اين کار شدم؛ 30 ثانيه قبل از اينکه شوي آخر تمام بشه به بهانه آوردن قهوه اتاق رو ترک کردم تا وقتي فيلم سوپر شروع ميشه من داخل اتاق نباشم؛ يک دقيقه اي معطل کردم و با سيني قهوه وارد اتاق شدم؛ شيدا محو تماشاي فيلم شده بود چون من قبلاً فيلم را Edit کرده بودم تا وقتي فيلم شروع ميشه از صحنه حشر انگيزي آغاز بشه؛ شيدا هم غرق در تماشاي فيلم بود و به طور نامحسوسي يکي از دستهاشو به زير مانتوش برده بود و کسشو داشت ميماليد؛ با ورود من يکم دست پاچه شد و خودشو جمع و جور کرد؛ قبل از اينکه اون حرفي بزنه بهش گفتم فيلمش خيلي باحاله آخه اصولاً فيلم سوپرهاي ژاپني يه حال ديگه اي ميده؛ رفتم و کنارش نشستم و کم کم خودمو به اون نزديک کردم و دستم رو به دور گردنش انداختم و شروع به لب گرفتن از هم کرديم بعد ازش خواستم مانتوش رو دربياره بعد خوابوندمش روي زمين و روش افتادم و شروع کردم لب و گردنش رو بوسيدن؛ پيرهنم رو درآوردم و پيرهن و کرست شيدا رو هم از تنش درآوردم؛ دو خورشيد در يک دشت پر از برف يکدفعه در خونمون طلوع کرد و گرمايي به خونمون بخشيد؛ واقعاً که سينه و پستونهاي نازي داشت شروع کردم به مک زدن و گاز گرفتن نوک پستوناش؛ جيغ هاي کوتاهي از شادي ميکشيد و لذت ميبرد دامنش رو از تنش بيرون کشيدم و چند لحظه اي به شرت سفيدش خيره شدم مانده بود که بعد از اين مرحله با چه چيز حيرت آوري روبه رو خواهم شد؛ بالاخره شرتش رو هم بدون هيچگونه مقاومتي از جانب شيدا از پاش درآوردم؛ واي که چه کسي بود مثل يک گل سرخ که درميان انبوهي از برف پنهان شده باشه؛ شروع به ليسيدن کسش کردم هرچه ميگذشت شيدا حشري و حشري تر ميشد از من خواست تا من هم لباسامو کامل درآورم ولي من با خودم گفتم بذار چند دقيقه ديگه هم تو کف بمونه تا حشري تر بشه و به حرفش اهميت ندادم ديگه شيدا فريادهاش به هوا بلند شده بود و از درد حشر داشت ميمرد؛ من هم شلوار و شرتم را درآوردم و ازش خواستم تا کيرمو ساک بزنه اول با کمي اکراه ساک ميزد ولي بعد خوشش اومد و تا آخر کيرمو تا حلقش فرو ميکرد؛ خوب که از خوردن کيرم سير شد کيرمو از دهنش درآوردم و ازش خواستم تا کونش رو واسه گاييده شدن آماده کنه؛ اون يک لحظه ترسيد چون ميترسيد دردش بياد به خاطر همين رفتم کمي کرم آوردم و داخل سوراخ کونش رو چرب کردم و بعد با يک انگشتم کونش رو انگشت کردم تا گشاد بشه و بعد انگشتم رو درآوردم و شصتم را داخل کونش کردم و براي اينکه مطمئن بشم حسابي گشاد شده بعد از چند لحظه شصتم رو درآوردم و دو تا از انگشتام رو وارد کونش کردم ديگه حسابي کونش آماده گاييدن بود من هم که قبل از اومدن شيدا از اسپري Viagra استفاده کرده بودم و مطمئن بودم حالا حالا ها آبم نمياد؛ براي اينکه شيدا نترسه ازش خواستم خودش سر کيرم رو به سوراخ کونش نزديک کنه و اونو وارد کونش بکنه؛ واي که وقتي کيرم توي کونش رفت داشت آتيش ميگرفت بس که کونش داغ بود؛ آروم آروم شروع به تلمبه زدن کردم و آخ و اوخ شيدا هم بلند و بلند تر ميشد کم کم ريتم تلمبه زدنم رو تندتر و تندتر ميکردم خيلي حال ميداد ديگه کونش داشت جر ميخورد؛ کيرم رو بيرون کشيدم و ازش خواستم رو کيرم بشينه؛ بعد دراز کشيدم و اون هم آمد و خودش سر کيرم رو وارد کونش کرد بعد ازش خواستم خودش رو بالا و پايين ببره؛ اول براش سخت بود ول بعد ريتم کار دسش اومد؛ با يکي از دستهاش هم کسشو ميمالوند و هي آخ و اوه ميکرد من هم همراه با بالا و پايين رفتن شيدا کيرم رو به بالا و پايين حرکت ميدادم تا کيفش بيشتر بشه شيدا هم همينطور به سرعت مالوندن کسش اضافه ميکرد که ديدم بدنش سست شد و لرزيد من هم چون فهميدم چه خبره براي اينکه از حال در نيام بيرون به سرعت حرکت دادن کيرم اضافه کردم و بالاخره آبم رو تو کونش خالي کردم و بدون اينکه کيرم رو از کونش در بيارم شيدا رو خوابوندم زمين و روش دراز کشيدم و شروع کردم صورت و گردنش رو ليسيدن؛ وقتي که کيرم کم کم آب رفت کيرمو بيرون کشيدم و از شيدا لب گرفتم معلوم بود که شيدا هم مثل من کاملاً ارضا شده بود بعد با هم رفتيم حمام و يه حال ديگه اي تو حمام با هم کرديم و بالاخره خودمونو خوب شستيم و اومديم بيرون خودمونو خشک کرديم بعد که ديدم شيدا ديرش شده چون بقيه با ماشين رفته بودن سفر موتور رو برداشتم و تا نزديکي خونشون رسوندمش. هنوز هم مزه اون سکس زير زبونمه
سیاوش دلسوز
http://iranpress3gp.blogspot.com

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر

دوستان از گذاشتن شماره تلفن خوداری کنید!